تبلیغات شما در اینجا
X

سرويس فتوبلاگ فارسی

صفحه اصلی   -   گالری عکس   -   تماس با نویسنده

 


    ماهنامه پسين دهكويه

  در اين وبلاگ عكس هاي زيبايي از دهكويه لارستان تقديم شما بازديد كننده محترم مي شود.



آرشيو موضوعي

بناها
افراد و شخصيت ها
نماي دهكويه
اسناد و خط ها
مناظر
نقشه ها
ورزشي
معرفي دهكويه
ماهنامه پسين دهكويه
عكس هاي خبري
پسين دهكويه شماره 42
پسين دهكويه شماره 43
پسين دهكويه شماره 44
پسين دهكويه شماره 45
پسين دهكويه شماره 46
پسين دهكويه شماره 47
پسین دهکویه شماره 48
پسین دهکویه شماره 49
پسين دهكويه شماره 50
پسین دهکویه شماره 51
پسين دهكويه شماره 52
پسین دهکویه شماره 53
پسين دهكويه شماره 54
پسين دهكويه شماره 55
پسين دهكويه شماره 56
پسين دهكويه شماره 57
پسين دهكويه شماره 58
پسین دهکویه شماره 59
پسین دهکویه شماره 60


آرشیو ماهانه


اسفند 1388
بهمن 1388
دي 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهريور 1388
مرداد 1388
تير 1388
خرداد 1388
ارديبهشت 1388
فروردين 1388
بهمن 1387
دي 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهريور 1387


موسيقي زنده


آمار

خروجی RSS


ماهنامه پسين دهكويه - پسین دهکویه شماره 59 صفحه 6

پسین دهکویه شماره 59 صفحه 6


 

پس از شهادت

دكتر علي شريعتي)

 

خواهران ، برادران !

اكنون شهيدان مرده اند و ما    مرده ها زنده هستيم . شهيدان سخنانشان را گفتند و ما كرها مخاطبانشان هستيم . آنهايي كه گستاخي آن را داشتند كه ، وقتي  نمي توانستند زنده بمانند ، مرگ را انتخاب كنند ، رفتند و ما بي شرمان مانديم . صدها سال است كه ما     مانده ايم و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما مظاهر ذلت و زبوني بر حسين (ع) و زينب (س) ، مظاهر حيات و عزت مي گرييم . و اين يك ستم تاريخ است كه ما زبونان عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم .

امروز شهيدان پيام خود را با خون خود نگاشتند و روي در روي ما بر روي زمين نشستند تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند .

در فرهنگ ما ، در مذهب ما در تاريخ ما ، تشيع عزيز ترين گوهرهايي كه بشريت آفريده است ، حيات   بخش ترين ماده هايي كه به تاريخ حيات ، تپش و تكان مي دهد و خدايي ترين درس هايي كه به انسان مي آموزد كه مي تواند تا خدا بالا رود ، نهفته است . و ميراث اين سرمايه هاي عزيز به دست ما افتاده است .

ما وارث عزيز ترين امانت هايي هستيم كه با جهادها و شهادت ها و با ارزش هاي بزرگ انساني در تاريخ اسلام فراهم آمده است . و ما وارث اين همه هستيم و ما مسوول آن هستيم كه امتي بسازيم از خويش ، تا براي بشريت نمونه باشيم : «  وكذالك جعلناكم امه وسطا ليكونوا شهداء   علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا » خطاب به ماست .

ما مسوول اين هستيم كه با اين ميراث عزيز شهدا و مجاهدان و امامان و راهبرانمان و ايمانمان و كتابمان ، امتي نمونه بسازيم تا براي مردم جهان شاهد باشيم و شهيد باشيم و پيامبر براي ما نمونه و شهيد باشد .

رسالتي به اين سنگيني ! رسالت حيات و زندگي و حركت بخشيدن بر عهده ماست .

... اكنون شهيدان كارشان را به پايان رسانده اند و ما شب شام غريبان مي گيريم و پايانش را اعلام مي كنيم و مي بيني چگونه در جامه گريستن بر حسين (ع) و عشق به حسين (ع) با يزيد همداستانيم .

اكنون شهيدان كارشان را به پايان برده اند و خاموش رفته اند . همه شان هر كدامشان نقش خويش را خوب بازي كرده اند : معلم ، موذن ، پير ، جوان ، بزرگ ، كوچك ، زن ، خدمتكار، آقا ، اشرافي و كودك ، هر كدام به نمايندگي و به عنوان نمونه و درسي به همه كودكان و به همه پيران و به همه بزرگان ..... اين ها دو كار كردند ، از كودك حسين (ع) گرفته تا برادرش و از خودش تا غلامش .... همه برادرانه در برابر شهادت ايستادند تا به همه مردان ، زنان ،كودكان و همه پيران و جوانان تاريخ بياموزند كه : بايد چگونه زندگي كنند .

اين شهيدان كار ديگري نيز كردند : شهادت دادند با خون خويش ـ نه با كلمه ـ شهادت دادند در محكمه تاريخ انسان ، هر كدام به نمايندگي صنف خودشان ، شهادت دادند كه در نظام واحد حاكم بر تاريخ بشري ، نظامي كه سياست را و اقتصاد را و مذهب را و هنر را همه را ابزار دست مي كند تا انسان ها را قرباني مطامع خود كند و از همه چيز پايگاهي براي حكومت ظلم و جور و جنايت بسازد ـ همه گروه هاي مردم و همه ارزش هاي انسان محكوم شده است .

... و اكنون حسين (ع) با همه هستي اش آمده است تا در محكمه تاريخ در كنار فرات شهادت بدهد ، شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاريخ ، شهادت بدهد به نفع محكومان....

اكنون محكمه پايان يافته است و شهادت حسين (ع) و همه عزيزانش و همه هستيش با بهترين امكاني كه در اختيار جز خداست ، رسالت عظيم الهي اش را انجام داده است .

دوستان ! در اين تشيعي كه اكنون مي بينيم .... درسهاي بزرگ و پيام هاي بزرگ و غنيمت هاي بسيار و ارزش هاي بزرگ و خدايي و سرمايه هاي عزيز و روح هاي حيات بخش به جامعه و ملت و نژاد و تاريخ نهفته است .

يكي از بهترين و حيات بخش ترين سرمايه هايي كه در تاريخ تشيع وجود دارد ، شهادت است .....

اين كه حسين (ع) فرياد مي زند ـ پس از اين كه همه عزيزانش را در خون مي بيند و جز دشمن كينه توز و غارتگر در برابرش نمي بيند ـ فرياد مي زند كه : « آيا كسي هست كه مرا ياري كند » و انتقام كشد ؟ « هل من ناصر ينصرني » ؟ مگر نمي داند كه كسي نيست كه او را ياري كند و انتقام گيرد ؟ اين سوال ، سوال از تاريخ فرداي بشري است و اين پرسش از آينده است و از همه ماست و اين سوال انتظار حسين (ع) از عاشقانش بيان مي كند و دعوت شهادت او را به همه كساني كه براي شهيدان حرمت و عظمت قائلند ، اعلام مي نمايد . 

اما اين دعوت را ، اين انتظار ياري از او را ، اين پيام حسين (ع) را ـ كه شيعه مي خواهد و در هر عصري و هر نسلي شيعه مي طلبد ، ما خاموش كرديم ، به اين عنوان كه به مردم گفتيم كه  حسين (ع) اشك مي خواهد ، ضجه مي خواهد و دگر هيچ پيام ديگري ندارد ، مرده است و عزادار مي خواهد ، نه شاهد شهيد حاضر در همه جا و همه وقت است كه پيرو مي خواهد .آري اينچنين به ما گفته اند و مي گويند .

هر انقلابي دو چهره دارد : چهره اول : خون و چهره دوم : پيام .

و شهيد يعني حاضر ! كساني كه مرگ سرخ را به دست خويش ـ به عنوان نشان دادن عشق خويش به حقيقتي كه دارد مي ميرد و به عنوان تنها سلاح براي جهاد در راه ارزش هاي بزرگي كه دارد مسخ مي شود ـ انتخاب مي كنند ، شهيدند. حي و حاضر ، شاهد و ناظرند . نه تنها در پيشگاه خدا ، كه در پيشگاه خلق نيز و در هر عصري و قرني و در هر زمان و زميني  .

...... و شهيد قلب تاريخ است . همچنان كه قلب به رگ هاي خشك اندام ، خون حيات و زندگي مي دهد ، جامعه اي كه رو به مردن مي رود ، جامعه اي كه فرزاندانش ايمان خويش را به خويش از دست داده اند و   جامعه اي كه به مرگ تدريجي گرفتار است ... وتاريخي كه از حيات و جنبش و حركت و زايش بازمانده است ، شهيد همچون قلبي به اندام هاي خشك مرده ، بي رمق جامعه ، خون خويش را مي رساند و بزرگترين معجزه شهادتش اين است كه به يك نسل ايمان جديد به خويشتن را مي بخشد .

شهيد حاضر است و هميشه جاويد.

  حسين (ع) يك درس بزرگ تر از شهادتش به ما داده است و آن نيمه تمام گذاشتن حج و به سوي شهادت رفتن است .... مراسم حج را به پايان نمي برد تا به همه حج گذاران تاريخ ، نمازگزاران تاريخ ، مومنان به سنت ابراهيم بياموزد كه اگر امامت نباشد ، اگر رهبري نباشد ، اگر هدف نباشد ، اگر حسين (ع) نباشد ، اگر هدف نباشد ، اگر حسين (ع) نباشد و اگر يزيد باشد چرخيدن بر گرد خانه خدا يا خانه بت مساوي است ... زيرا ، شهيد كه حاضر است ، در همه صحنه هاي حق و باطل، در همه جهاد هاي ميان ظلم و عدل . شاهد است و حضور دارد . مي خواهد با حضورش اين پيام را به انسان ها بدهد كه وقتي در صحنه نيستي ، وقتي از صحنه حق و باطل زمان خويش غايبي ، هر كجا كه خواهي باش . وقتي در صحنه حق و باطل نيستي ... هر كجا مي خواهي باش ، چه به نماز ايستاده باشي ، چه به شراب نشسته باشي ، هر دو يكي است.

شهادت ، حضور در صحنه حق و باطل هميشه تاريخ است .

---------------------

بر گرفته از : شهادت ، دكتر علي شريعتي ، سازمان انتشارات حسينيه ارشاد ،  اسفند 1350




تهيه شده توسط اميد علي معزي در تاريخ چهارشنبه ۷ بهمن ۸۸ ساعت ۱۱:۰۳ | نظرات (0)


آخرین عکس ها











































اين فتوبلاگ با استفاده از سيستم رايگان وب فتو راه اندازي شده است